علاء الدوله سمنانى

مقدمه 45

مصنفات فارسى ( فارسى )

از اين نامه يك نسخه در مجموعهء شمارهء 3457 كتابخانهء مجلس شورا ( ص 208 - 211 ) در دست است كه مورد استفادهء من بوده است . 3 و 4 . نامهء كاشانى و جواب سمنانى / مشهورترين مكاتبه‌اى كه در تاريخ تصوف ايران رخ نموده ، مكاتبه‌اى است كه بين شيخ علاء الدوله سمنانى و عبد الرزاق كاشانى - شارح مشهور فصوص الحكم و منازل السائرين - اتفاق افتاده است . داستان مكاتبهء مذكور به اين قرار است كه ظاهرا پس از 720 هجرى - كه نسخه‌هاى العروة لاهل الخلوة و الجلوة انتشار يافته بوده و مورد مطالعه و بررسى كاشانى قرار گرفته ، نقد و نظر تند پير سمنان را در مورد محيى الدين بن عربى اندلسى نپذيرفته « 74 » و با امير اقبال‌شاه سيستانى - كه در سفرى با هم روياروى شده‌اند - دربارهء اين نظر سمنانى بحث كرده و امير اقبال از كاشانى خواسته است كه در نقد اين نظر سمنانى چيزى بنويسد . كاشانى به سبب آنكه شيخ سمنان از او نرنجد . و شايد ، و بهتر است بگويم بدون ترديد ، سمنانى كه در اين ايام پيرى سرشناس و مورد احترام بسيارى از مشايخ روزگارش بوده ، كاشانى نخواسته است با برخوردى انتقادآميز ، جانب حرمت او را ناديده انگارد . اما امير اقبال نظر و سخن كاشانى را به صوفىآباد برده و به گوش پير سمنان رسانيده و علاء الدوله نيز همچنان‌كه ابن عربى را سرزنش كرده بوده ، كاشانى را هم تشنيع و تخطئه نموده است « 75 » . و چون تشنيع سمنانى به گوش كاشانى رسيده ، به نوشتن اين نامه پرداخته است ، مكتوبى كه از نمونه‌هاى ارزندهء نقد و تنقيد است در تاريخ خانقاههاى ايران ، و بقياس با نقد گونه‌هاى مطبوعاتى فارسى زبانان در روزگار ما ، بسيار عالمانه‌تر ، محققانه‌تر ، سنجيده‌تر و سنگين‌تر مىنمايد .

--> ( 74 ) . دربارهء نقد و نظر سمنانى بر آراء ابن عربى ، كه گويا در تحرير اول عروه با ذكر نام آمده بوده و در ويرايش دوم و سوم آن كتاب ، مؤلف نام ابن عربى را حذف كرده ( و شايد بعد از سمنانى ، كاتبان عروه چنين كرده باشند يا مريدان او ) نگاه كنيد به مقدمهء من بر عروه 35 به بعد ، و مقدمهء چهل مجلس 20 ، و تعليقات همان كتاب 353 . ( 75 ) . - نامهء كاشانى ، بند 3